شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
379
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
چيزى كه مايهء عبرتست اينكه محاصرهشدگان شكايت از تنگى و سختى احوال خود كرده بودند و آن را به سحر و جادوى دشمن نسبت داده بودند كه بدان واسطه آن سال در حدود خلاط هيچ برف نباريد ، و ملك اشرف جواب داده بود كه : اين نسبت دادن خشكى هوا بسحر و شعبدهء خوارزميان دليل بر هراسى است كه بر خاطر شما مستولى شده است ، چه معلوم است كه جز خدا كسى قدرت منع بارش را ندارد . زمستانها مختلف است ، گاهى بيشتر برف مىبارد و زمانى كمتر . صبر بايد كرد كه ما عن قريب مىرسيم و آن مردم را تا كنار جيحون مىرانيم . ايضا ، ح 3 شمس الدّين محمّد مستوفى جوينى ، اين مرد جدّ علاء الدّين عطا ملك و شمس الدّين محمّد جوينى دوّم است كه در اواسط و نيمهء دوم قرن هفتم در دربار مغولان سمت حكومت و صاحب ديوانى و وزارت داشتند . اين شمس الدّين محمّد در خوارزم در دربار سلطان محمّد صاحب ديوان استيفا بود ( كارى شبيه به كار وزير دارائى امروز ) و همراه سلطان محمّد از خراسان بعراق آمده بود و پس از بازگشت جلال الدّين از هند به همان سمت به خدمت او درآمده بود . رجوع شود به جهانگشاى جوينى ج 1 ص 134 و مقدّمهء مرحوم قزوينى بران ، صفحات يب ، يز تا بح ؛ همين كتاب ترجمهء سيره ص 205 س 5 و 9 ( مستوفى و صاحب ديوان شمس الدّين ) ، و متن عربى كتاب ( ص 295 چاپ مصر ) صاحب الدّيوان شمس الدّين محمّد المعروف به موى دراز ( در نسخ خطّى : به موى دران ) ، كه فصلى در تمجيد او و بيان سوابق خدمت او گفته است . ايضا ، ح 3 جمال على عراقى ، وصف مشبعى از خباثت و پستى و اعمال زشت و سوابق بد او در نفثة المصدور مصنّف آمده است ( چاپ يزدگردى ص 75 و 76 و